مجتبى ملكى اصفهانى
61
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
بودن وى قوىتر بود ، ظن به بقا است ، و اگر احتمال زنده نبودن وى قوىتر بود ، ظن به ارتفاع است ، ولى اگر هر دو احتمال مساوى بود ، شك مساوى است در بقا و ارتفاع كه صورت پنجم از صور مذكور است . در اين حال اگر حجيّت استصحاب از اخبار استفاده شود ، در هر سه صورت ، استصحاب جارى مىشود . و اگر از باب ظن شخصى معتبر باشد ، فقط در فرض اول مثال ، استصحاب جارى مىشود ، ولى اگر از باب ظن نوعى يا بناى عقلا حجّت باشد ، در اين صورت اجراى استصحاب در فرض اول ( ظن به بقا ) و فرض سوم ( شك در بقا و ارتفاع ) بدون اشكال است ، و در فرض دوم ( ظن به ارتفاع ) مورد اختلاف است . 6 - استصحاب در صورت شك در مقتضى : هرگاه شك در بقا ، ناشى از شك در مقدار استعداد و اقتضاى شيئى براى بقا باشد . مثل اينكه مىدانيم شخص مغبون خيار غبن دارد ، ولى شك مىكنيم كه آيا خيار غبن فورى است و زمان آن كوتاه ، يا خير ؟ 7 - استصحاب در صورت شك در رافع : هرگاه ما استعداد شيئى براى بقا و اقتضاى ذاتى آن براى دوام و استمرار را احراز كنيم ، ولى شك كنيم در بقا كه در اين صورت شك در رافع است و شك در رافع پنج صورت دارد . اوّل : شك در وجود رافع . مانند شك شخص با وضو در خروج بول يا غلبهء خواب . دوم : شك در رافعيت موجود از اين جهت كه متيقّن سابق مردد بين دو